خلاصه کتاب آن طرف ( نویسنده مارک ریون هیل )
نمایشنامه آن طرف اثر مارک ریون هیل، داستان جذاب و تأمل برانگیزی است که دیوار برلین را نه فقط یک مرز فیزیکی، بلکه نمادی از جدایی های عمیق هویتی و انسانی می بیند. این اثر، دو برادر دوقلو را پس از فروپاشی دیوار در دو دنیای متفاوت قرار می دهد و چالش های آن ها برای بازتعریف خود و درک دیگری را به شکلی تکان دهنده به تصویر می کشد.
تاحالا به این فکر کرده اید که یک دیوار، چقدر می تونه آدم ها رو از هم جدا کنه؟ نه فقط از نظر فیزیکی، بلکه از نظر روحی و هویتی؟ نمایشنامه آن طرف (Over There) نوشته مارک ریون هیل، که با ترجمه خوب حمید دشتی به دست ما رسیده، دقیقاً همین سوال رو پیش روی مخاطب می ذاره. این نمایش، که سال ۲۰۰۹ نوشته شده و از آثار مهم ادبیات نمایشی معاصر به حساب می آد، ما رو به سفری می بره تا بفهمیم چطور یک اتفاق سیاسی مثل فروپاشی دیوار برلین، می تونه زندگی دو برادر دوقلو رو به شکلی باورنکردنی متحول کنه و هویت اون ها رو زیر و رو کنه. ریون هیل با قلم خاص خودش، ما رو با خودش می بره به دنیایی که در اون، تفاوت های فرهنگی، ایدئولوژیک و حتی عاطفی، از هر دیوار بتنی محکم تر می شن.
این مقاله قراره شما رو با خلاصه ای جامع و تحلیلی از این نمایشنامه آشنا کنه. قراره نگاهی بندازیم به زندگی مارک ریون هیل، با پس زمینه تاریخی دیوار برلین آشنا بشیم، شخصیت های اصلی رو بشناسیم و بعد بریم سراغ مضامین عمیق و لایه های پنهان این اثر. همچنین، سبک خاص نویسنده و نظرات منتقدین رو بررسی می کنیم تا در نهایت بفهمیم چرا آن طرف اینقدر مهم و خوندنیه.
مارک ریون هیل: صدای تکان دهنده تئاتر بریتانیا
وقتی اسم مارک ریون هیل میاد، خیلی ها یاد نمایشنامه های جسورانه، پر از شوک و با پیچش های داستانی غیرمنتظره می افتن. این نویسنده بریتانیایی، یکی از چهره های شاخص تئاتر معاصر انگلیسه و کارهای او همیشه بحث برانگیز و تأثیرگذار بوده. بیایید با هم نگاهی به زندگی کسی بیندازیم که تونسته با قلمش، تئاتر رو حسابی تکون بده.
تولد یک نابغه: از شروع تا شهرت
مارک ریون هیل در سال ۱۹۶۶ به دنیا اومده و تو دانشگاه بریستول ادبیات انگلیسی و تئاتر خونده. از همون اوایل کارش، نشون داد که حرف های زیادی برای گفتن داره و نمی خواد راه بقیه رو بره. اون توی دهه ۱۹۹۰ و اوایل قرن بیست و یکم، حسابی خودش رو به عنوان یکی از مهم ترین نمایشنامه نویسان جدید انگلستان مطرح کرد. کارهایش همیشه جسورانه بود و به مسائلی می پرداخت که شاید بقیه جرأت نزدیک شدن بهشون رو نداشتن. همین رویکرد باعث شد که خیلی زود دیده بشه و جوایز زیادی رو هم از آن خودش کنه، مثلاً جایزه تئاتر اروپا در سال ۱۹۹۹ که افتخار کمی نیست.
امضای ریون هیل: جسارت، شوک و پیچش های داستانی
اگه بخوایم سبک ریون هیل رو تو یه کلمه خلاصه کنیم، شاید جسارت بهترین کلمه باشه. اون هیچ ابایی از به تصویر کشیدن واقعیت های تلخ و حتی ناخوشایند جامعه نداره. نمایشنامه هایش پر از شوک های ناگهانی، دیالوگ های تند و تیز و پایان بندی های غیرمنتظره ست که مخاطب رو به فکر فرو می بره و گاهی هم حسابی تکونش می ده. ریون هیل استاد خلق شخصیت هایی پیچیده ست که هر کدوم نماینده بخشی از جامعه و چالش های اون هستن. اون تو کارهای اخیرش، حتی پا رو فراتر گذاشته و به سمت آثار تجربه گرا و انتزاعی تر رفته. این یعنی همیشه دنبال نوآوریه و هر بار ما رو غافلگیر می کنه.
مارک ریون هیل، کسی است که می داند چگونه تماشاگر را نه تنها به فکر وادارد، بلکه او را درگیر احساساتی عمیق و گاهی ناخوشایند کند تا پیامش را به بهترین شکل برساند.
دیوار برلین: فقط یک مرز نبود، یک زخم عمیق بود
برای اینکه آن طرف رو خوب درک کنیم، باید یه سفر کوتاه به تاریخ بزنیم و ببینیم دیوار برلین چی بود و چه بلایی سر مردم آلمان آورد. تصور کنید کشوری که به دو قسمت تقسیم شده، شهروندانی که یک شبه از هم جدا میشن و خانواده هایی که دیگه نمی تونن همدیگه رو ببینن. دیوار برلین فقط یه دیوار بتنی نبود، یه زخم عمیق بود که تو قلب خیلی ها جا خوش کرد.
آلمان شرقی و غربی: دو دنیای موازی
بعد از جنگ جهانی دوم، آلمان به دو بخش شرقی و غربی تقسیم شد. آلمان شرقی تحت نفوذ شوروی و با تفکرات سوسیالیستی اداره می شد، در حالی که آلمان غربی با حمایت آمریکا و متحدانش، به سمت دموکراسی و اقتصاد آزاد رفت. این دو بخش، کم کم تبدیل به دو دنیای کاملاً متفاوت شدن، با فرهنگ ها، ارزش ها و حتی سبک زندگی مختلف. برلین هم که پایتخت بود، خودش به دو قسمت شرقی و غربی تقسیم شده بود.
در سال ۱۹۶۱، حکومت آلمان شرقی به ناگهان دیوار برلین رو ساخت تا جلوی فرار شهروندانش به آلمان غربی رو بگیره. این دیوار، برای ۲۸ سال، نماد جدایی و تقسیم بود. مردم از همسایه و خویشاوندشون جدا شدن، حتی بعضی ها تو یه شب، امکان دسترسی به کار و زندگیشون رو از دست دادن. این دیوار، نه تنها فیزیکی بود، بلکه یه دیوار ایدئولوژیک، فرهنگی و روانی هم بین مردم ایجاد کرد.
زخم های پنهان دیوار: میراثی از جدایی
فروپاشی دیوار برلین در سال ۱۹۸۹، یه اتفاق تاریخی مهم و شادی بخش بود. مردم با هیجان زیادی به سمت همدیگه رفتن و فکر می کردن حالا همه چیز قراره خوب بشه. اما واقعیت این بود که دیوارهای ذهنی و فرهنگی، به این راحتی خراب نمیشن. سال ها زندگی در دو سیستم متفاوت، تفاوت های زیادی رو تو ذهن و روح مردم ایجاد کرده بود. آلمان شرقی ها که به یک زندگی ساده تر و بدون رقابت عادت کرده بودن، حالا وارد دنیای مصرف گرایی و سرمایه داری غرب می شدن و این، خودش کلی چالش داشت.
مارک ریون هیل با هوشمندی تمام از این بستر تاریخی استفاده می کنه تا نشون بده جدایی ها چطور تو عمق وجود آدم ها ریشه می دونه و چطور حتی بعد از فروپاشی دیوار فیزیکی، دیوارهای نامرئی بین آدم ها همچنان پابرجا می مونن. نمایشنامه آن طرف دقیقاً همین زخم های پنهان رو نشون میده و می ذاره ما هم بهشون فکر کنیم.
آن طرف: داستان دو برادر، دو دنیا، یک هویت درهم تنیده
خب، حالا که با نویسنده و پس زمینه تاریخی آشنا شدیم، وقتشه بریم سراغ خود نمایشنامه آن طرف و ببینیم داستان از چه قراره. این نمایشنامه، با اینکه فقط دو شخصیت داره، اما به قدری عمیق و پیچیده ست که شما رو حسابی به فکر فرو می بره.
کارل و فرانتس: آینه هایی از یک حقیقت تلخ
داستان حول محور دو برادر دوقلو به اسم کارل و فرانتس می چرخه. اونا تو بچگی، وقتی دیوار برلین بالا می ره، از هم جدا میشن. مادرشون با یکی از پسرها (فرانتس) به آلمان غربی فرار می کنه و پسر دیگه (کارل) با پدر سوسیالیستشون تو آلمان شرقی می مونه. همین جدایی تو بچگی، باعث میشه هر کدوم از اونا تو دنیای خودشون بزرگ بشن و دو هویت کاملاً متفاوت پیدا کنن:
- کارل: کسی که تو آلمان شرقی و تو یه محیط سوسیالیستی بزرگ شده. ساده تره، شاید کمی آرمان گرا و دنبال پیدا کردن هویت از دست رفته شه. اون دنیای غرب رو دنیایی رنگی می بینه در مقابل دنیای سیاه و سفید شرق.
- فرانتس: نماینده آلمان غربی. با زندگی مدرن تر، مصرف گرایی و چالش های دنیای سرمایه داری دست و پنجه نرم می کنه. اون کمی خسته تر و شاید واقع بینانه تر به زندگی نگاه می کنه.
دیدار دوباره: شور و شوق اولیه، تفاوت های آشکار
بعد از ۲۵ سال، و درست بعد از فروپاشی دیوار، کارل تصمیم می گیره به غرب سفر کنه تا برادر دوقلوش، فرانتس رو پیدا کنه. یه حس هیجان و امید تو وجودشه؛ فکر می کنه با پیدا کردن برادرش، می تونه تیکه گمشده هویتش رو هم پیدا کنه. این دیدار، اولش پر از شور و اشتیاقه. کارل از دیدن دنیای رنگی و پر زرق و برق غرب حسابی ذوق زده می شه و این حس آزادی رو برای فرانتس توصیف می کنه. همه چیز به نظر می رسه که قراره خوب پیش بره.
از صمیمیت تا تنش: وقتی دیوارها در ذهن ها بالا می روند
اما چیزی نمی گذره که این هیجان اولیه جای خودش رو به تفاوت ها و تنش ها میده. کارل و فرانتس، با اینکه برادرن و دوقلو، اما مثل دو غریبه از دو سیاره متفاوت هستن. نگرش اونا به زندگی، به گذشته، به آینده، به پول، به سیاست و حتی به خاطرات بچگی، حسابی با هم فرق می کنه. کارل از زندگی مصرف گرایانه فرانتس شگفت زده می شه و فرانتس هم از سادگی و شاید آرمان گرایی کارل سر درنمیاره. این تفاوت ها، کم کم باعث سوءتفاهم ها و برخوردهای فرهنگی و ایدئولوژیک می شه. دیوارهای نامرئی، حالا تو ذهن و روابط اونا بالا می رن.
پیچش های شوکه کننده و پایان بندی فراموش نشدنی
نمایشنامه از یک دیدار ساده برادرانه، به یک مواجهه عمیق تر و گاهی اوقات خشونت بار تبدیل می شه. ریون هیل، مثل همیشه، لحن واقع گرایانه اولیه رو به سمت نمادگرایی و اتفاقات تکان دهنده سوق میده. تنش ها اوج می گیرن و رابطه دو برادر، وارد مسیرهای غیرمنتظره ای می شه. پایان بندی آن طرف، یکی از امضاهای خاص ریون هیل هست که حسابی شما رو شوکه می کنه و تا مدت ها ذهنتون رو درگیر خودش می کنه. این پایان، سوالات زیادی رو درباره هویت، اتحاد و سرنوشت تلخ امیدها مطرح می کنه و به شما نشون میده که چطور زخم های گذشته، می تونن حتی قوی ترین پیوندها رو هم تحت تأثیر قرار بدن.
اینکه دقیقاً چه اتفاقی می افته، به شما فرصت میدیم تا خودتون با خوندن نمایشنامه، این شوک رو تجربه کنید!
لایه های پنهان نمایشنامه: فراتر از یک داستان ساده
آن طرف فقط داستان دو برادر نیست؛ یه جور آینه است که بهمون نشون میده چطور مسائل بزرگ تر مثل سیاست و تاریخ، می تونن تو کوچک ترین و شخصی ترین روابط هم تأثیر بذارن. ریون هیل با هنرمندی تمام، مفاهیم عمیقی رو تو دل این داستان کوتاه جا داده که بیایید با هم واکاوی شون کنیم.
بحران هویت: کیستی در دنیای جدید؟
یکی از اصلی ترین مضامین این نمایشنامه، بحران هویته. کارل، که از آلمان شرقی به غرب اومده، دنبال بخش گمشده خودش می گرده. اون تو دنیایی بزرگ شده که حالا دیگه وجود نداره و می خواد تو یه دنیای کاملاً جدید، خودش رو دوباره تعریف کنه. این همون چیزیه که خیلی از ماها هم تجربه می کنیم؛ وقتی شرایط زندگی تغییر می کنه، چطور با هویت جدیدمون کنار بیایم؟ آیا محیط، تمام هویت ما رو می سازه؟
سیاست در تار و پود خانواده: وقتی ایدئولوژی برادران را جدا می کند
ریون هیل به خوبی نشون میده که چطور دیوارهای سیاسی و ایدئولوژیک، روابط خانوادگی رو تحت الشعاع قرار میدن. جدایی کارل و فرانتس، نه فقط فیزیکی، بلکه یه جدایی عمیق تر در فهم و نگرش به زندگیه. نمایشنامه می پرسه: آیا میشه بعد از سال ها جدایی، دوباره پیوندهای خانوادگی رو به همون شکل قبل برقرار کرد، وقتی که دو طرف با دو جهان بینی کاملاً متفاوت بزرگ شدن؟
اتحاد یا توهم؟ حقیقت یکپارچگی آلمان
فروپاشی دیوار برلین نماد اتحاد بود، اما آن طرف بهمون نشون میده که این اتحاد چقدر می تونه سطحی باشه. دو برادر با هم هستن، اما واقعاً یکی نیستن. نمایشنامه به این می پردازه که آیا بعد از این همه سال جدایی، واقعاً میشه دو بخش یک کشور یا دو نیمه یک خانواده رو بدون زخم و درد به هم چسبوند؟ آیا اصلاً این یکپارچگی ممکنه، یا فقط یک توهم شیرینه؟
خشونت، از سیاست تا روان: زهر پنهان در روابط
خشونت، چه از نوع سیاسی (که منجر به تقسیم آلمان شد) و چه از نوع روانی و حتی فیزیکی (که تو رابطه دو برادر بروز می کنه)، یکی دیگه از مضامین مهم نمایشنامه ست. ریون هیل با جسارت تمام، نشون میده که خشونت چطور می تونه تو لایه های مختلف زندگی نفوذ کنه و شخصیت ها رو تغییر بده.
سوسیالیسم در برابر مصرف گرایی: جنگ ارزش ها
کارل نمادی از آلمان شرقی سوسیالیستی و فرانتس نمادی از آلمان غربی سرمایه داری و مصرف گراست. تقابل ارزش ها و ایدئولوژی های این دو سیستم، تو دیالوگ ها و برخوردهای اونا حسابی خودشو نشون میده. آیا میشه ارزش های دو سیستم کاملاً متفاوت رو با هم آشتی داد؟ یا همیشه یکی بر دیگری غلبه می کنه؟
آزادی: توهم یا واقعیت؟
وقتی کارل به غرب میاد، حس آزادی رو تجربه می کنه، اما آیا این آزادی واقعی و عمیقه؟ نمایشنامه این سوال رو مطرح می کنه که مفهوم آزادی تو دو جامعه متفاوت چقدر فرق می کنه و آیا رها شدن از یک سیستم، به معنای رسیدن به آزادی مطلقه؟
زبان گنگ، ارتباط ناممکن: نماد دیوارهای ذهنی
یکی از نکات جالب نمایشنامه اینه که تو بخش هایی، شخصیت ها به زبانی ساختگی صحبت می کنن که از ترکیب آلمانی، انگلیسی و فرانسویه و گاهی اوقات نامفهومه. این عدم درک زبانی، نمادی از عدم درک عمیق تر انسانیه. ریون هیل نشون میده که حتی اگه آدم ها کنار هم باشن، اگه دیوارهای ذهنی و فرهنگی اجازه نده، نمی تونن واقعاً با هم ارتباط برقرار کنن و همدیگه رو بفهمن.
امضای ریون هیل در صحنه: سبک و تکنیک های نمایشی
مارک ریون هیل فقط داستان گوی خوبی نیست، بلکه استاد استفاده از تکنیک های نمایشی هم هست. اون می دونه چطور از صحنه و دیالوگ ها بهترین استفاده رو ببره تا پیامش رو به عمیق ترین شکل ممکن به مخاطب منتقل کنه.
از واقع گرایی تا فراواقع گرایی: سفری در ذهن مخاطب
نمایشنامه آن طرف با یه لحن واقع گرایانه شروع میشه؛ دو برادر که بعد از سال ها همدیگه رو می بینن و دارن خاطره بازی می کنن. اما کم کم، ریون هیل ما رو به فضاهای نمادین و حتی سوررئال می بره. این حرکت از واقعیت به سمت فراواقعیت، به نمایشنامه عمق بیشتری میده و نشون میده که چطور واقعیت های درونی شخصیت ها، از واقعیت بیرونی مهم تر میشن. استفاده از فلاش بک ها و تغییر فضا هم به این سفر دراماتیک کمک می کنه.
دیالوگ های کوبنده، سکوت های پرمعنا
دیالوگ ها تو کارهای ریون هیل همیشه قدرتمندن؛ تند، تیز و پر از معنا. تو آن طرف هم گفت وگوهای کارل و فرانتس، ابزاری قوی برای نشون دادن تفاوت های شخصیتی، ایدئولوژیک و پیشبرد تنش هستن. هر کلمه با دقت انتخاب شده تا تأثیر خودش رو بذاره. اما فقط کلمات نیستن که حرف می زنن، سکوت ها هم تو این نمایشنامه پرمعنا هستن. گاهی اوقات، سکوت یک شخصیت یا یک مکث در دیالوگ، از صد کلمه حرف هم گویاتر و پرقدرت تره. زبان بدن و اعمال فیزیکی هم به انتقال پیام های پنهان کمک می کنن.
به قول فایننشال تایمز: ریون هیل در نمایشنامه ی آن طرف به سبک آموزشی برشت نزدیک می شود، دیالوگ هایش عاری از هر نگاه بالا به پایین و سرزنش آمیزی هستند. من عاشقش شدم.
آن طرف از نگاه منتقدان و روی صحنه
اگه یه نمایشنامه خوب باشه، نه فقط رو کاغذ عالیه، بلکه وقتی روی صحنه هم می ره، می تونه تماشاگر رو مسحور کنه. آن طرف هم از اون دسته آثاریه که هم منتقدها عاشقش شدن و هم تو اجرا، حسابی درخشید.
اقتباس تئاتری: وقتی کلمات جان می گیرند
نمایشنامه آن طرف در سال ۲۰۱۰، یعنی یک سال بعد از نگارش، با کارگردانی رامین گری و بازی درخشان برادران تردوی در تئاتر سلطنتی لندن به روی صحنه رفت و حسابی مورد توجه قرار گرفت. اجرای این نمایشنامه با دو شخصیت اصلی، فضای مینیمالیستی و در عین حال پر از تنش، تونست قدرت متن ریون هیل رو به بهترین شکل ممکن نشون بده. این اجراها به موفقیت بیشتر نمایشنامه کمک زیادی کردن.
تحسین ها: منتقدان چه گفتند؟
از همون اول، منتقدهای سرشناس از آن طرف حسابی تعریف کردن. مثلاً گاردین نوشت: مارک ریون هیل اتحاد و فروپاشی آلمان را در قالب مبارزه ی دو برادر دوقلو برای قدرت به تصویر می کشد. نتیجه ی کار به طرز خارق العاده ای خلاقانه و بدیع از کار درآمده. ایده ی مرکزی کتاب آن طرف همزمان بسیار جذاب و قابل ستایش است.
نشریه مترو هم با یه جمله کوتاه و کوبنده نظرش رو گفته: نمایشنامه ای مختصر اما به شدت تکان دهنده. این نظرات نشون میده که ریون هیل تونسته با یه ایده ناب و اجرای قوی، اثری خلق کنه که هم از نظر ادبی و هم از نظر نمایشی، حرف های زیادی برای گفتن داره.
چرا باید آن طرف را خواند؟ (دعوتی برای فکر کردن)
خب، شاید از خودتون بپرسید با این همه کتاب و نمایشنامه، چرا باید وقتمون رو برای آن طرف بذاریم؟ جوابش خیلی ساده است: چون این نمایشنامه فقط یه داستان نیست، یه تجربه است؛ یه تجربه فکری و احساسی که شما رو تا مدت ها درگیر خودش می کنه.
- برای درک بهتر تاریخ: اگه دوست دارید پیامدهای جنگ سرد و تقسیم آلمان رو از یه زاویه انسانی و دراماتیک بفهمید، آن طرف یه فرصت عالیه. اینجا تاریخ، نه فقط تو کتاب ها، که تو دل زندگی دو انسان به نمایش گذاشته میشه.
- برای تأمل در هویت و تعلق: این نمایشنامه بهتون کمک می کنه تا درباره مفهوم هویت، اینکه چطور ساخته میشه و چطور ممکنه تو بحران قرار بگیره، حسابی فکر کنید. سوالات جهانی درباره تعلق خاطر و جدایی، تو این اثر به شکلی ملموس مطرح میشه.
- تجربه شاهکاری از ادبیات نمایشی: اگه دنبال یه اثر ادبی قوی و خوش ساخت هستید که شما رو با قدرت نویسندگی مارک ریون هیل آشنا کنه و سبک منحصر به فردش رو بهتون نشون بده، آن طرف رو از دست ندید. این یه اثر درجه یک تو ادبیات نمایشیه.
- برای دانشجویان، علاقه مندان به تئاتر و ادبیات جهان: اگه دانشجو تئاتر یا ادبیات هستید یا کلاً به ادبیات جهان و آثاری با لایه های معنایی عمیق علاقه دارید، این نمایشنامه می تونه یه منبع عالی برای تحلیل و مطالعه باشه.
به قول یکی از خوانندگان: داستان و احساساتی که دو برادر دو طرف دیوار برلین تجربه می کنند و آرزوهاشون خیلی باعث همزادپنداریم شد.
جمع بندی: انعکاسی از دیوارهای ناپیدا
در نهایت، آن طرف مارک ریون هیل نه فقط یه نمایشنامه درباره فروپاشی دیوار برلین، بلکه یه اثر عمیق و تأثیرگذار درباره دیوارهای ناپیداییه که تو ذهن و قلب انسان ها ساخته می شن. این نمایشنامه به ما یادآوری می کنه که حتی اگه مرزهای فیزیکی از بین برن، دیوارهای فرهنگی، ایدئولوژیک و هویتی می تونن برای همیشه باقی بمونن و روابط آدم ها رو تحت تأثیر قرار بدن.
این اثر، دعوتیه برای فکر کردن به معنای واقعی اتحاد، آزادی و هویت. آن طرف نشون میده که چطور گذشته می تونه آینده رو شکل بده و چطور زخم های تاریخی، حتی بعد از سال ها، می تونن دوباره سر باز کنن. اگه دنبال یه نمایشنامه هستید که هم شما رو سرگرم کنه و هم به فکر واداره، خلاصه کتاب آن طرف ( نویسنده مارک ریون هیل ) رو حتماً تو لیست خوندنی هاتون قرار بدید. خوندن کامل این اثر یا تماشای اقتباس های اون، می تونه دید شما رو نسبت به دنیای اطراف و روابط انسانی عمیق تر کنه و بهتون کمک کنه تا بیشتر با این نویسنده بزرگ آشنا بشید و شاید حتی به سراغ سایر آثارش هم برید.
آیا شما به دنبال کسب اطلاعات بیشتر در مورد "خلاصه کتاب آن طرف مارک ریون هیل | نکات کلیدی و مفهوم اصلی" هستید؟ با کلیک بر روی کتاب، آیا به دنبال موضوعات مشابهی هستید؟ برای کشف محتواهای بیشتر، از منوی جستجو استفاده کنید. همچنین، ممکن است در این دسته بندی، سریال ها، فیلم ها، کتاب ها و مقالات مفیدی نیز برای شما قرار داشته باشند. بنابراین، همین حالا برای کشف دنیای جذاب و گسترده ی محتواهای مرتبط با "خلاصه کتاب آن طرف مارک ریون هیل | نکات کلیدی و مفهوم اصلی"، کلیک کنید.



